مهربانی، گرامی ترین خوی آدمی است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی


بهترین هدیه پدر و مادر به فرزند، آموزش ادب و انسانیت است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

پدران و مادران فرهیخته، انسانیت درون خویش را در فرزندشان جاری می سازند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

تنها راه رسیدن به زندگی شرافتمندانه، پاسداشت آبروی دیگران و انسانیت است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

در پس رفتارهای انسانی، گلستانی از مهر و آگاهی آشیانه دارد. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

انسانیت را باید گرامی داشت، در غیر اینصورت پستی، خشونت و خرافات ریشه می گیرد. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

از آدمیانی که انسانیت درون خویش را فراموش ساخته اند، بهراسید و بگریزید. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

کسی که در او انسانیت نیست، به آسانی زندگی دیگران را تباه می سازد. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

فرزانگی بدون انسانیت، لافی بیش نیست. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

کسانی که انسانیت را به زیر پا نهاده اند، بی شک در آغوش پستی و رذالت، فرو افتاده اند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

هیچ آرمانی، نباید انسانیت درون ما را به آتش کشد . فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

چه فرقی است میان برهوت و دیاری که در آن انسانیت مرده است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

برآزندگان، آزادی و انسانیت را ستایش می کنند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

بر انسانیت، آزادگی و ادب خویش ببالیم نه بر زبان و نژاد خود. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

تنها پرچم انسانیت و آزادی را می بوسم. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

مهر به انسانیت، در دل مردم نیک سرشت، همواره موج می زند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

فداکاری برای انسانیت، بخشی از سرشت خوبان است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

دلدادگی به انسانیت، نشان پاکی روان آدمیست. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

مهر تابان انسانیت، در سینه "اُرد"، جاریست. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

بی سواد و یا باسواد، هر چه هستی... انسان باش
بی پول و یا دارا، هر چه هستی... انسان باش
کارگر ساده و یا دیوانسالار، هر چه هستی... انسان باش
انسان باش و بمان... که جهان میزبان و شاد از وجود توست. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

سوگند به مهر که هیچ اندیشه ای، بی آن توان ایستایی ندارد. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی


Orod The Great - The Greatest Philosophers of All Time



Orod The Great - The Greatest Philosophers of All Time



Orod The Great - The Greatest Philosophers of All Time



Orod The Great - The Greatest Philosophers of All Time



Orod The Great - The Greatest Philosophers of All Time



Orod The Great - The Greatest Philosophers of All Time



Orod The Great - The Greatest Philosophers of All Time



Orod The Great - The Greatest Philosophers of All Time




ماندگارترین نوا، آهنگ مهربانی است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

آواز مهربانی، از هر سنگ نگاره ای، ماندگار تر است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

مهربان باش تا جاودانه شوی. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

آدم های پست و دون پایه، مهربانی را هم، بد می دانند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

رستگاری، در مهربانی است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

زیبایی، در مهربانی است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

آدم بزرگ، مهربان و با گذشت است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

تا پیش از آنکه دیر شود، عزیزانمان را، با سخنان مهرآمیز، نوازش کنیم. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

از خودگذشتگی، نخستین پایه مهرورزی است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

آدم شایسته، مهربانی دیگران را با مهربانی پاسخ می دهد. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

مهربانان، شادی آفرینند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

مهربانان به یاد ما هستند، حتی زمانی که ما خود را فراموش کرده ایم. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

مهربانی، گرامی ترین خوی آدمی است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

مهربانی تنها هنجار همزیستی پایدار، میان کشورهاست. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

مهرورزان، همگان را به زیباترین واژه ها می خوانند و در روزهای سخت یاور یکدیگر می گردند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

مهربانی، همراهی با سرشت گیتی است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

آدم های مهربان، هزاران کهکشان مهر در درون ما می بینند، ستاره هایی که هیچگاه آنها را باور نداشته ایم. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

آدم های مهربان، همواره خوبی ها را می بینند و بدیها را چه زود می بخشند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

انجمن فلسفه - نوشته های این انجمن ، اتوماتیک و بدون دخالت انسان در کنار هم چیده می شوند

انجمن فلسفه - نوشته های این انجمن ، اتوماتیک و بدون دخالت انسان در کنار هم چیده می شوند


چهار حکیم تاریخ ایران و انجمن حکمت و فلسفه ایرانیان

Posted: 25 Oct 2014 01:27 AM PDT


"انجمن حکمت و فلسفه ایرانیان" در یک اقدام نیکو و شایسته با برگزاری مسابقه فرهنگی و هنری در جهت معرفی و شناساندن هر چه بیشتر حکمای چهارگانه تاریخ ایران گامی اساسی برداشته است متن کامل خبر این مسابقه در ادامه تقدیم می شود :




موضوع مسابقه اینترنتی هفته حکمت :

هفته حکمت در راه است . 13 تا 20 دیماه زادروز چهار حکیم تاریخ ایران است . (( حکیم بزرگمهر ، حکیم فردوسی توسی ، حکیم خیام نیشابوری و حکیم ارد بزرگ )) .
انجمن حکمت و فلسفه ایرانیان تصمیم دارد هر ساله برای بزرگداشت هفته حکمت ، مسابقه ایی در هفت رشته زیر برگزار نماید :
1- طراحی
2- نقاشی
3- خطاطی
4- گرافیک
5- شعر
6- داستان
7 - مقاله

موضوع آثار مستقیما باید در ارتباط با این جهار حکیم بزرگ باشد . در هر اثر ، به چهار حکیم تاریخ ایران اشاره شده باشد در رشته های طراحی ، نقاشی و گرافیک چهره هر چهار حکیم دیده شود و در رشته های خطاطی و همچنین گرافیک نیز اسامی این چهار حکیم نقش گردد . در رشته های ادبی همانند شعر ، داستان و متن ادبی و مقاله به روشنی به نقش بارز این چهار حکیم فرزانه اشاره شود .



نحوه شرکت در مسابقه اینترنتی هفته حکمت :
- سبک اجرای آثار ، کاملا آزاد می باشد .
- هنرمندان هنرهای تجسمی آثار خود را پس از اجرا ، اسکن نموده و برای ما ارسال دارید . کوشش کنید اسکن آثارتان دارای کیفیت مناسب و با فرمت jpg باشد .
- شعرا ، ادبا و نویسندگان نیز متن اثر خود را به شکل عادی برای ما ارسال دارند .
- هر شرکت کننده می تواند 5 اثر در مسابقه شرکت دهد .
آثار خود را به آدرس زیر ارسال دارید :
philosophy@wakeboarder.net


زمان اعلام نتایج مسابقه و اهدای جوایز :
هر سال در اولین روز هفته حکمت ، 13 دیماه همزمان با روز تولد حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی نتایج مسابقه اعلام و جوایز اهداء خواهد شد . لازم به ذکر است برای کلیه شرکت کنندگان مسابقه لوح تقدیر ارسال می شود و آثار همه شرکت کنندگان همراه اسامی و مشخصات آنها در انجمن حکمت و فلسفه ایرانیان قرار خواهد گرفت .


نکته مهم :

همه شرکت کنندگان در مسابقه این حق را به برگزار کنندگان آن می دهند تا آثار آنها را با ذکر مشخصاتشان به شکل اینترنتی و یا کتاب ، پوستر و ... منتشر نمایند .


منبع خبر :

http://philosophy.coolbb.net/t481-topic


انجمن فلسفه - نوشته های این انجمن ، اتوماتیک و بدون دخالت انسان در کنار هم چیده می شوند

انجمن فلسفه - نوشته های این انجمن ، اتوماتیک و بدون دخالت انسان در کنار هم چیده می شوند


این میوه ها را حتما با پوست بخورید!!!!

Posted: 10 Oct 2014 05:18 AM PDT



حتما می‌پرسید چه میوه‌ها و صیفی‌هایی را باید با پوست بخوریم؟ آیا پوست موز را هم می‌توان خورد؟ پوست هندوانه چطور؟ جواب این سوال‌ها مثبت است چون پوست این خوردنی‌های سالم را نیز می‌توان خورد.
این میوه ها را حتما با پوست بخورید!!!!

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی شیروان به نقل از مشرق، اکثر ما هنگام خوردن پرتقال، پوست آن را بی‌درنگ دور می‌ریزیم در حالی که نمی‌دانیم پوستِ پرتقال نزدیک به دو برابر گوشت این میوه ویتامین ث دارد. در بسیاری از میوه‌ها و صیفی‌ها پوست، مغذی‌ترین و پرخاصیت‌ترین بخش آنها محسوب می‌شود.

 

حتما می‌پرسید چه میوه‌ها و صیفی‌هایی را باید با پوست بخوریم؟ آیا پوست موز را هم می‌توان خورد؟ پوست هندوانه چطور؟ جواب این سوال‌ها مثبت است چون پوست این خوردنی‌های سالم را نیز می‌توان خورد. 12 نوع میوه و صیفی‌ که می‌توانید آنها را با پوست بخورید و از خواص بی‌شمار پوست آن‌ها بهره‌مند شوید معرفی شده است:

  سیب

پوست سیب به اندازه‌ نیمی از کل این میوه فیبر دارد. یک سیب متوسط محتوی 9 میلی‌گرم «ویتامین ث»، 100 واحد بین‌المللی «ویتامین آ» و 200 گرم پتاسیم است که با کندن پوست آن، حدود یک سوم این مواد مغذی را دور می‌ریزید. همچنین پوست سیب چهار برابر بیش از گوشت آن «ویتامین کا» دارد که این میزان حدود 5 درصد از نیاز روزانه بدن به این ویتامین است. پوست سیب فواید بیشتری نسبت به ویتامین‌های داخل این میوه دارد.

 

نوعی آنتی‌اکسیدان به نام «کورسِتین» که اغلب در پوست سیب یافت می‌شود به عملکرد ریه کمک کرده و مشکلات تنفسی را به حداقل می‌رساند. این آنتی‌اکسیدان ریه را در برابر التهاب محافظت می‌کند همچنین گفته می‌شود کورستین ضمن مقابله با آسیب بافت‌های مغز از حافظه نیز مراقبت می‌کنند.

 

  موز

پوست موز بیش از گوشت آن فیبر و پتاسیم دارد. پوست موز همچنین محتوی لوتئین است که یک آنتی‌اکسیدان محسوب می‌شود. این آنتی‌اکسیدان در حفظ سلامت چشم نقش مهمی ایفا می‌کند. همچنین اسید آمینه تریپتوفان بیش از آنکه در خود میوه موز باشد در پوست آن وجود دارد. تریپتوفان با افزایش سطح هورمون «سروتونین» در بدن باعث کاهش افسردگی می‌شود. سروتونین یک ناقل عصبی در مغز است که بر خلق و خو تأثیر می‌گذارد.

 

از آنجا که پوست موز تلخ مزه و سفت است بسیاری از افراد آن را میل نمی‌کنند اما پوست موزهای رسیده (موزهای قهوه‌ای رنگ)، نازک‌تر و شیرین‌تر بوده و راحت‌تر جویده می‌شود. همچنین می‌توان پوست موز را چند دقیقه جوشانده تا نرم‌تر شود یا آن را در ماهی‌تابه سرخ کرد.

 

  سیب‌زمینی

پوست سیب‌زمینی محتوی مواد مغذی بیشتری است. پوست سیب‌زمینی بسیار بیش از گوشت آن آهن، کلسیم، پتاسیم، منیزیم، ویتامین ب 6 و ویتامین ث دارد. به عنوان مثال 100 گرم پوست سیب‌زمینی نسبت به همین وزن سیب‌زمینی هفت برابر کلسیم بیشتر و 17 برابر آهن بیشتر دارد. با دور انداختن پوست سیب‌زمینی 90 درصد از آهن و نیمی از فیبر موجود در آن را دور می‌اندازید.

 

همچنین پوست سیب‌زمینی شیرین را فراموش نکنید، چرا که سرشار از بتاکاروتن است. این ماده در هنگام هضم شدن تبدیل به «ویتامین آ» می‌شود. این ویتامین برای سلامت سلول‌ها و تنظیم سیستم ایمنی مفید بوده و برای حفظ عملکرد اعضای بدن حیاتی است.


  انبه

تحقیقات نشان می‌دهد پوست انبه محتوی ترکیباتی مشابه «رزوراترول» است که به سوزاندن و جلوگیری از تشکیل چربی‌های اشباع‌شده کمک می‌کنند. در این مطالعه گوشت میوه‌ انبه نیز مورد آزمایش قرار‌گرفت اما نتایج حاصل از آن به اندازه پوست این میوه نبود. محققان می‌گویند افرادی که می‌خواهند از خواص انبه بهره‌مند شوند باید این میوه را با پوست بخورند.

 

پوست انبه همچنین نسبت به گوشت آن محتوی میزان بیشتری کاروتنوئید، پلی‌فنول‌ها، امگا 3، امگا 6 و سایر اسیدهای چرب اشباع نشده است. مطالعه دیگری نشان می‌دهد ترکیباتی که میزان تجمع آن‌ها در پوست انبه بیشتر است با سرطان، دیابت و بیماری‌های قلبی مبارزه می‌کنند. پوست انبه همچنین محتوی کورستین است.



  آناناس

آناناس محتوی «بروملین» است. این ترکیب یک آنزیم کاهنده‌ التهاب به‌ ویژه در بینی و سینوس‌هاست. نتایج یک مطالعه نشان می‌دهد میزان بروملین موجود در هسته و پوست آناناس بیش از گوشت آن است. از آنجا که هضم هسته و پوست آناناس برای دستگاه گوارش انسان دشوار است، آن را داخل مخلوط‌ کن ریخته یا چند دقیقه در ماهی‌تابه تفت دهید.


 کیوی

حتما شما هم سال‌ها پوست کیوی را بریده و کنار گذاشته‌اید و فقط گوشت آن را میل کرده‌اید اما باید بدانید پوشش کرکی کیوی نیز خوردنی است. در واقع پوست کیوی بیش از گوشت آن فلاونوئید، آنتی‌اکسیدان، ویتامین ث دارد. همچنین فیبر موجود در پوست کیوی دو برابر گوشت آن است. پس از این به بعد کیوی را مانند هلو گاز بزنید.


هندوانه

تمام هندوانه‌ها محتوی «سیترولین» هستند که خاصیت آنتی‌اکسیدانی دارد. این ماده یک اسید آمینه است که برای قلب، سیستم ایمنی و سیستم گردش خون مفید است. اما جالب است بدانید که بخش اعظم این سیترولین در پوست هندوانه وجود دارد. همچنین می‌توان پوست هندوانه را همراه با گوشت آن در مخلوط کن ریخت و با اضافه کردن کمی آبلیمو میل کرد.



بادمجان

این صیفی بنفش رنگ محتوی آنتی‌اکسیدان بسیار قدرتمند «ناسونین» است. این آنتی‌اکسیدان از گسترش سرطان به‌ ویژه در مغز و سایر بخش‌های سیستم عصبی جلوگیری می‌کند. پوست بادمجان همچنین محتوی «اسید کلروژنیک» است. این ترکیب شیمیایی ضمن افزایش خواص آنتی‌اکسیدان و ضد التهابی، تحمل گلوکزی را نیز افزایش می‌دهد.

انتهای پیام/

انجمن فلسفه - نوشته های این انجمن ، اتوماتیک و بدون دخالت انسان در کنار هم چیده می شوند

انجمن فلسفه - نوشته های این انجمن ، اتوماتیک و بدون دخالت انسان در کنار هم چیده می شوند


ابولا چیست ؟

Posted: 09 Aug 2014 04:10 AM PDT

ابولا خطرناکترین ویروس بی درمان جهان/ ۹۰ درصد مبتلایان می میرند
خون، ادرار،‌ ترشحات بینی و عرق فرد مبتلا عامل انتقال این ویروس است ضمن اینکه 7 هفته پس از درمان نیز باید از مقاربت خودداری کند زیرا این ویروس از طریق رابطه جنسی منتقل می شود.
یک متخصص بیماری‌های عفونی با معرفی ویروس ابولا به‌عنوان خطرناکترین ویروس جهان از مرگ ۷۰ تا ۹۰ درصد مبتلایان به این ویروس در جهان خبر داد.

مسعود مردانی،‌ در گفت‌و‌گو با فارس بیماری ابولا را این گونه نشریح کرد: ابولا تبی خونریزی دهنده است که توسط ویروسی به همین نام منتقل می‌شود. اولین بار در سال 1976 در کشور جمهوری دموکراتیک کنگو کشف شد و سپس در کنار رودخانه‌ای موسوم به ابولا در آفریقای غربی شیوع پیدا کرد و به ابولا موسوم شد.

وی افزود: تا مدتی درباره بیماری ابولا اطلاعاتی وجود نداشت؛ تا اینکه مشخص شد تبی خونریزی دهنده است که با تب، سردرد، درد بدن، تهوع و استفراغ، دانه‌زدن بدن و خونریزی همراه است.

این متخصص بیماری‌های عفونی خاطرنشان کرد: این خونریزی‌ها ابتدا از دماغ و دهان و بینی و گوش و دستگاه ادراری آغاز می‌شود و سپس جوارح داخلی مانند معده، روده را درگیر می‌کند.

مردانی تأکید کرد: این بیماری فرد متبلا را به واسطه خونریزی و شوک طی 5 تا 7 روز به کام مرگ فرو می‌برد.

وی خاطرنشان کرد:‌ ویروس ابولا خطرناکترین ویروس موجود در جهان است زیرا 70 تا 90 درصد کسانی که به این بیماری مبتلا می‌شوند از بین می‌روند.

این متخصص بیماری‌های عفونی درباره نحوه انتقال ویروس ابولا گفت: خون، ادرار،‌ ترشحات بینی و عرق فرد مبتلا عامل انتقال این ویروس است ضمن اینکه 7 هفته پس از درمان نیز باید از مقاربت خودداری کند زیرا این ویروس از طریق رابطه جنسی منتقل می شود.

مردانی خاطرنشان کرد: تنفس راه انتقال بیماری نیست ولی از آنجا که ممکن است ترشحات این فرد از طریق تنفس منتقل شود توصیه می‌شود در هنگام روبرو شدن با این بیماران از ماسک استفاده کرد.

وی تأکید کرد: بیماری ابولا در 2 ماه گذشته سیری پیش‌رونده و رو به تزاید در آفریقا داشته است. این امر باعث شده است تا سازمان جهانی بهداشت این بیماری را به عنوان یک اورژانس پزشکی در جهان قلمداد کند.

این متخصص بیماری‌های عفونی افزود: به علت اینکه این بیماری توسط سازمان بهداشت جهانی به عنوان یک موضوع اورژانسی مطرح شده است، راه‌های منتهی به کشورهای سیرالئون، گینه و جمهوری دموکراتیک کنگو که این بیماری در آنها گزارش شده است، مسدود شده است.

مردانی درباره امکان انتقال ویروس ابولا به کادر پزشکی نیز گفت: متأسفانه چند پزشک که برای کمک به این بیماران به این مناطق سفر کردند به این بیماری مبتلا شدند و در حال مرگ هستند.

وی درباره نحوه درمان و کنترل بیماری ابولا نیز گفت: این بیماری واکسن و دارویی ندارد و تا کنون دانش پزشکی نتوانسته است درمان مناسبی برای این بیماری پیدا کند ولی چیزی که مهم است این که فرد مبتلا به سرعت می‌تواند این بیماری را به اطرافیان اعم از کادرپزشکی و خانواده خود منتقل کند.

این متخصص بیماری‌های عفونی خاطرنشان کرد: به همین دلیل باید فرد مبتلا را به سرعت در قرنطینه‌های دوبخشی ایزوله کرد به گونه‌ای که کسانی که برای مراقبت و غذا دادن به محیط این افراد وارد می‌شوند پوشش کامل شامل دستکش، گان، عینک، ماسک و چکمه به تن داشته باشند و هنگام خروج از این محیط، در محیط دیگری تمام این پوشش را معدوم کنند چرا که استریل کردن این پوشش‌ها نیز امکان ابتلای فرد استریل کننده را در پی دارد.

مردانی تأکید کرد: نکته مهم درباره شیوع بیماری ابولا اینکه در صورت فوت شدن بیمار، پیکر وی را باید هر چه سریع‌تر در عمق زیاد خاک دفن کرد و پودر آهک بر روی پیکرش ریخت تا ویروس به اطراف منتقل نشود.

وی افزود: باید از هرگونه انجام مراسم کفن و دفن و سوگواری برای فوت‌شدگان خودداری کرد زیرا این امر مستلزم دفن نشدن پیکر و انتقال بیماری است برای مثال ممکن است در مراسم سوگواری غذا توزیع شود و در صورت مبتلا بودن یکی از افراد این بیماری به دیگران منتقل شود.

این متخصص بیماری‌های عفونی گفت: خوشبختانه هیچ موردی از ابتلای به ویروس ابولا در ایران گزارش نشده است.



انجمن فلسفه - نوشته های این انجمن ، اتوماتیک و بدون دخالت انسان در کنار هم چیده می شوند

انجمن فلسفه - نوشته های این انجمن ، اتوماتیک و بدون دخالت انسان در کنار هم چیده می شوند


برای جذب ویتامین A آووکادو بخورید

Posted: 28 Jul 2014 07:47 PM PDT


آووکادو حاوی بیش از 25 ماده مغذی از جمله ویتامین E، C،B ،A ،K ، مس ، آهن، فسفر، منیزیم، فسفر، فیبر، پروتئین، و چندین مواد شیمیایی گیاهی مفید است که در درمان بسیاری بیماری ها موثر هستند.
پژوهش های محققان دانشگاه ایالتی اوهایو در آمریکا نشان می دهد که مصرف آوکادوی تازه یکی از راه های جذب ویتامین A است.

به گزارش ایرنا، به دلیل فعل و انفعالات انجام شده در بدن، ویتامین A مواد غذایی مصرفی به طور کامل جذب نمی شود. تحقیقات نشان می دهد که مصرف آوکادو به جذب این ویتامین در بدن کمک می کند.

انجمن های سلامت بسیاری از کشورهای دنیا به این میوه لقب سلامت ترین غذای دنیا را نسبت داده اند.

آووکادو حاوی بیش از 25 ماده مغذی از جمله ویتامین E، C،B ،A ،K ، مس ، آهن، فسفر، منیزیم، فسفر، فیبر، پروتئین، و چندین مواد شیمیایی گیاهی مفید است که در درمان بسیاری بیماری ها موثر هستند.

برخی از خواص درمانی آووکادو عبارتند از:

-کاهش سطح کلسترول

-افزایش سلامت قلب

-کنترل فشار خون

-دارای خواص ضد التهابی

-بهبود سلامت سیستم بینایی

-جلوگیری از زایمان زودرس

-مبارزه با رادیکال های آزاد

-جلوگیری از بروز سکته مغزی

-خواص ضد سرطانی

-خواص ضد پیری

-مراقبت از پوست

همانطور که گفته شد آوکادو به جذب ویتامین A کمک می کند. ویتامین A تنظیم کننده بسیاری از عملکردهای مفید بدن است.

برخی از مهمترین وظایف این ویتامین در بدن عبارتند از :

-بهبود سیستم ایمنی بدن و مقاوت در برابر انواع عفونت

-مقاوت در برابر سرما خوردگی

- افزایش سلامت سیستم بینایی

-حفظ طراوت و شادابی پوست

-کمک به بهبود زخم

-ویتامین ضروری برای عملکرد گوش میانی

-خاصیت سم زدایی

-حفظ سلامت دندان ها

-حفاظت از روده

-محافظت از ریه

به غیر از آوکادو، سیب زمینی، هویج، اسفناج، طالبی، کلم بروکلی، زردآلو، هندوانه، کدو حلوایی، کاهو، مارچوبه، جعفری، ذرت، لوبیا سبز، تخم مرغ، نخود فرنگی و گل کلم منبع غنی این ویتامین هستند.

نتایج این تحقیقات در شماره اخیر نشریه The Journal of Nutrition منتشر شده است.

http://www.asriran.com/fa/news/347991


کبد چرب چیست؟

Posted: 28 Jul 2014 07:44 PM PDT


این بیماری زمانی رخ می‌دهد، که کبد در شکستن چربی ها دچار مشکل می‌شود و با جمع شدن چربی در بافت‌های کبد، فرد دچار کبد چرب می‌گردد. این بیماری خود نیز به چند دسته تقسیم شده و در شدیدترین مراحل باعث سیروز کبدی و یا زخم و سپس نارسایی کبدی، نارسایی کلیه و عفونت شدید می‌گردد.
کبد چرب (Fatty liver) یا استئاتوز واژه کلی برای اشاره به جمع شدن چربی در کبد است. وجود چربی در کبد، طبیعی می‌باشد، اما اگر این میزان از چربی بیشتر از 5 تا 10 درصد وزن کل کبد شود، فرد به بیماری کبد چرب دچار شده است. کبد چرب یک بیماری درمان پذیر است ولی بعضی اوقات می‌تواند باعث اثرات و عوراض خطرناکی شود. کبد چرب معمولا نشانه و علامتی نداشته و باعث آسیبی همیشگی و برگشت پذیر نمی‌شود.

وظیفه کبد بررسی هر غذایی که می‌خوریم و هر نوشیدنی که می‌نوشیم برای تصفیه مواد خطرناک است. اگر میزان زیادی چربی در کبد وجود داشته باشد، این فرآیند دچار مشکل می‌شود. در بعضی از مواقع کبد چرب باعث التهاب و یا زخم های کبدی می‌شود. در شدیدترین حالت کبد چرب فرد دچار نارسایی کبدی می‌شود.

کبد چرب بیماری معمولی است و 10 تا 20 درصد افراد در ابالات متحده دچار این بیماری می‌باشند. اکثر موارد کبد چرب در سنین بین 50 تا 60 سال تشخیص داده می‌شود. زمانیکه کبد چرب بدلیل سایر مشکلات رخ می‌دهد، خطرناک بوده و باید به موقع برای درمان اقدام کرد.

انواع کبد چرب

کبد چرب به سه دسته کلی، کبد چرب غیرالکلی، کبد چرب الکلی و کبد چرب حاد بارداری تقسیم می‌شود.

کبد چرب غیرالکلی

این بیماری زمانی رخ می‌دهد، که کبد در شکستن چربی ها دچار مشکل می‌شود و با جمع شدن چربی در بافت‌های کبد، فرد دچار کبد چرب می‌گردد. این بیماری با مصرف الکل مرتبط نبوده و زمانی مشخص می‌شود که 10 درصد و یا بیشتر وزن کبد حاوی چربی باشد. این بیماری خود نیز به چند دسته تقسیم شده و در شدیدترین مراحل باعث سیروز کبدی و یا زخم و سپس نارسایی کبدی می‌گردد.

کبد چرب الکلی

این بیماری جزء اولین مرحله‌های بیماری های کبدی مربوط به الکل است. کبد با مصرف زیاد الکل صدمه دیده و قادر به شکستن چربی ها نیست. اگر فرد از مصرف الکل خودداری نماید، این نوع کبدچرب کم کم درمان می‌گردد، اما در صورت ادامه به مصرف الکل فرد ممکن است دچار سیروز کبدی گردد.

کبد چرب بارداری

هرچند این نوع از کبد چرب خیلی نادر بوده، با این حال جمع شدن چربی در هنگام بارداری می‌تواند خطراتی جدی هم برای مادر و هم برای جنین داشته باشد.

این بیماری می‌تواند باعث نارسایی کبدی، نارسایی کلیه، عفونت شدید و یا خونریزی شود. هرچند دلیل این بیماری کاملا شناخته نشده اما دانشمندان معتقدند این بیماری با هورمون های این دوران در ارتباط است.

علایم این بیماری در سه ماه سوم رخ داده و شامل حالت تهوع، استفراغ، درد در قسمت بالایی سمت راست شکم، زردی و کسالت عمومی گردد. زنان باردار باید آزمایش های لازم را برای اطلاع از این بیماری انجام دهند، اکثر زنان پس از زایمان شروع به بهبود می‌نمایند.

علایم کبد چرب

کبد چرب معمولا یک بیماری خاموش است و بخصوص در مراحل اولیه نشانه‌ای ندارد. زمانیکه بیماری پیشرفت کند، می‌تواند باعث علایم مبهمی همچون:

خستگی
کاهش وزن و یا کاهش اشتها
ضعف
تهوع
گیجی، مشکل در تصمیم گیری و یا تمرکز

سایر نشانه هایی که ممکن است احساس شود شامل:

درد در مرکز و یا سمت راست قسمت بالایی شکم
بزرگ شدن کبد

در صورتیکه فرد دچار سیروز کبدی هم شود، علایم زیر ممکن است رخ دهند:

احتباس مایعات
کاهش ماهیچه ها
خونریزی داخلی
زردی پوت و چشم ها
نارسایی کبدی

دلایل ابتلا به کبد چرب

یکی از شایع ترین دلایل ابتلا به کبد چرب اعتیاد به الکل می‌باشد. بعضی از داروهای خاص و اختلالات متابولیک نیز یکی دیگر از این دلایل هستند.

در بیشتر مواردیکه فرد الکلی نیست، پزشکان دلیل قطعی برای ابتلا به کبد چرب را نمی‌دانند، اما موارد زیر می‌تواند باعث کبد چرب و یا افزایش خطر ابتلا به آن شوند، این عوامل شامل:

    چاقی
    دیابت نوع 2
    فشار خون بالا
    مصرف داروهایی همچون آسپرین، داروهای استروئیدی، تاموکسیفن و تتراسیکلین
    باداری
    مسمومیت
    ویروس ها (ویروس هپاتیت A و سایر ویروس ها)
    سوءتغذیه
    کلسترول خون بالا
    سندرم تخمدان پلی کیستیک
    کم کاری تیروئید (hypothyroidism)
    جراحی بای پس معده

نحوه تشخیص بیماری

آزمایش ها و تست هایی که برای مشخص کردن ابتلا به کبد چرب استفاده می‌شوند، شامل:

آزمایش خون، که شامل تست عملکرد آنزیم های کبدی می‌شود.

تصویر برداری، که از طریق روش های مختلف همچون CT اسکن و اولتراسوند و یا ام آر ای (MRI) انجام می‌شود.

آزمایش بافت های کبدی، که با یک سوزن کوچک بخش کوچکی از کبد برای انجام آزمایش برای تشخیص ابتلا به کبد چرب برداشته می‌شود.

درمان کبد چرب

درحال حاضر درمان خاصی برای کبدچرب وجود ندارد. برای درمان کبد چرب می‌بایست سایر مشکلات از جمله دیابت و یا کلسترول درمان گردد. درمان های معمول این بیماری شامل:

ترک مصرف الکل
مدیریت کلسترول
کاهش وزن
کنترل قندخون

می‌باشد. برای دریافت دارو و توصیه در مورد کنترل و مدیریت سایر بیماری ها و مشکلات که منجر به کبد چرب می‌شوند، باید به پزشک مراجعه نمود.

درمان خانگی و تغییرات سبک زندگی در کبد چرب

با رعایت موارد زیر، شما می‌توانید کبد چرب را کنترل و درمان کرده، این موارد شامل:

کاهش وزن. در صورتیکه شما اضافه وزن داشته و یا چاق هستید، میزان کالری مصرفی در روز  و افزایش فعالیت بدنی، اقدام به کاهش وزن نمایید. همچنین با اتخاذ یک رژیم غذایی سالم نیز بخود کمک نمایید. برای دریافت راهنمایی در این مورد به پزشک و یا متخصص تغذیه مراجعه نمایید.

ورزش کرده و فعالیت بدنیتان را افزایش دهید. هدفتان را حداقل 30 دقیقه ورزش در طول روز قرار داده و اگر نیاز به کاهش وزن هم دارید، این میزان را افزایش دهید.

دیابت و کلسترول خون خود را کنترل کرده و به توصیه های پزشکتان عمل نمایید.

از کبد خود محافظت نمایید. از کارهایی که فشارزادی بر کبد می‌آورند همچون مصرف الکل و یا مصرف خودسرانه دارو خودداری نمایید.

درمان کبد چرب با طب جایگزین

هرچند اثر هیچ یک از روش های طب جایگزین برای درمان کبد چرب اثبات نشده‌اند، اما ترکیبات طبیعی می‌توانند در درمان کبد چرب مفید باشند، یکی از این مکمل ها شامل:

ویتامین E. از نظر تئوری ویتامین ای و سایر انواع ویتامین های آنتی اکسیدان می توانند به سلامت کبد کمک نمایند. از آنجا که ویتامین e می‌تواند خطراتی از جمله افزایش خطر مرگ در مردان و یاافزایش خطر سرطان پروستات دارد، برای مصرف این ویتامین و میزان مصرف آن بایستی با پزشک مشورت نمایید.

پیشگیری از ابتلا به کبد چرب

برای کاهش خطر ابتلا به کبد چرب رعایت موارد زیر موثر می‌باشند.

رژیم غذایی سالم - یک رژیم غذایی سالم حاوی میوه، سبزیجات، غلات کامل و چربی های سالم می‌تواند خطر ابتلا به کبد چرب را کاهش دهد.

حفظ وزن سالم و تناسب اندام -  اگر شما چاق هستید و یا اضافه وزن دارید کاهش وزن به ما کمک می‌نماید. اگر وزن مناسبی دارید برای حفظ وزن و تناسب اندام خود و جلوگیری از چاقی اقدام نمایید.

ورزش و تمرین - ورزش در بیشتر روز های هفته کمک کننده است، البته اگر مدتهاست ورزش نکرده‌اید، پیش از ورزش با پزشک مشورت نمایید.

ترک الکل - در صورتیکه شما مشروبات الکلی مصرف می‌کنید، ترک مصرف الکل می‌تواند از ابتلا به کبد چرب الکلی جلوگیری نماید.

منبع: سایت پزشکی و مجله سلامتی راستینه

http://www.asriran.com/fa/news/347496


انجمن فلسفه - نوشته های این انجمن ، اتوماتیک و بدون دخالت انسان در کنار هم چیده می شوند

انجمن فلسفه - نوشته های این انجمن ، اتوماتیک و بدون دخالت انسان در کنار هم چیده می شوند


جعفر محمدی : انسان دوستی؛ از غلامرضا تختی تا "دهلیز" و "خط ویژه"

Posted: 31 Mar 2014 12:15 PM PDT

رسالت اجتماعی گروه های مرجع
انسان دوستی؛ از غلامرضا تختی تا "دهلیز" و "خط ویژه"
ایرانیان ، همواره مهیای کار خیر هستند ولی می خواهند مطمئن شوند کمکی که می کنند ، فارغ از کم یا زیادش ، به دست مستحق واقعی برسد.
 
عصرایران ؛ جعفر محمدی - کارگردان فیلم سینمایی «خط ویژه» از اکران خصوصی این فیلم سینمایی در روز 16 فروردین‌ماه برای نجات جان یک جوان محکوم به اعدام خبر داده است. گویا این جوان در یک حادثه بدون قصد جنایت و صرفاً بر مبنای یک اتفاق مرتکب قتل شده و پرونده پیچیده وی ، نهایتاً به حکم اعدام رسیده است.
این که این ماجرا و این حکم چگونه رخ داده ، موضوع بحث نیست ، عجالتاً آن طور که کارگردان فیلم می گوید، اولیای دم بخشودن این جوان 26 ساله را به دریافت 300 میلیون تومان منوط کرده اند.

این نخستین بار نیست که سینماگران کشور برای نجات انسان ها اقدام می کنند. چند ماه پیش نیز عوامل فیلم سینمایی "دهلیز" ، اکران ویژه ای را برای جمع آوری کمک به زندان بی گناه دیه تدارک دیدند و توانستند زمینه آزادی چند زندانی را از زندان که به دلیل فقر مالی از پرداخت دیه عاجز بودند و به همین دلیل در زندان به سر می بردند، فراهم کنند.

چنین اقداماتی ، فارغ از این که مثلاً یک جوان را از اعدام می رهانند یا چند زندانی دیه را نجات می دهند ، رویکردهایی بسیار مبارک ، در جهت نهادینه سازی فرهنگ همنوع دوستی و عشق وزری در جامعه است.

ایرانیان ، برغم همه نقدهای وارد و ناواردی که درباره آنها وجود دارد ، ذاتاً انسان ها نیک اندیش و مهربانی هستند. با این حال ، انبوه مشکلاتی که احاطه شان کرده است، در بسیاری از مواقع آنان را به کنش هایی می کشاند که هرگز شایسته شان نیست و خودشان نیز از این وضعیت ناخرسند و بدان منتقدند.
مردم ایران ، از کمک به همنوع ، حال بسیار خوبی پیدا می کنند. با این حال ، مکانیزم ها و روش هایی که بتوانند کمک کنند، یا اندک اند و یا مورد اعتماد نیستند. گروه هایی مانند هنرمندان ، روزنامه نگاران ،برخی ورزشکاران و خیریه های مردمی و غیر دولتی ، می توانند در این وانفسای "شناخت و اعتماد" ، نقش آفرین باشند و با استفاده از روابطی که دارند ، مصداق هایی که واقعاً نیازمند هستند را شناسایی کنند و واسطه خیر شوند. نمونه تاریخی این امر را می توان در ماجرای زلزله طبس و جمع آوری کمک های مردمی توسط مرحوم غلامرضا تختی سراغ گرفت.
تجربه نیز ثابت کرده است که هر گاه اشخاص حقیقی یا حقوقی که مورد اعتماد هستند،پیشقدم شده اند ، هیچ موردی بر زمین نمانده است. این نشان می دهد که ایرانیان ، همواره مهیای کار خیر هستند ولی می خواهند مطمئن شوند کمکی که می کنند ، فارغ از کم یا زیادش ، به دست مستحق واقعی برسد.

این وضعیت ، وظیفه همه کسانی که به نحوی مورد اعتماد گروه هایی از مردم هستند را سنگین می کند. هنرمندان ، رسانه ها، ورزشکاران و همه اشخاص حقیقی و حقوقی دیگری که نزد مردم اعتبار دارند ، وظیفه ای بیش از آنچه در کار و پیشه شان تعریف شده دارند که می توان آن را "رسالت اجتماعی" این اشخاص نامید ؛ سرمایه ای که باید آن را قدر دانست و در راه خدمت به جامعه و مخصوصاً نیازمندان از آن بهره گرفت.







به بهانه وصیت ریچارد فرای برای دفن در اصفهان
حکایت یک بلاتکلیفی؛ ایران و ایران دوست فقید
پرفسور ریچارد فرای را چندان که می شناسیم ایران شناس و تاریخ پژوه آمریکایی بدانیم یا چنان که رسم برخی است و بر هر چهره فرهنگی انگی می نشانند جاسوس بخوانیم؟
عصر ایران؛ سروش بامداد - اگر یک دانشمند، ادیب، مورخ یا نویسنده ایرانی یا پارسی زبان در طول عمر خود به خلق آثاری چون «ترجمه تاریخ بخارا، میراث باستانی ایران، عصر زرین فرهنگ ایران، تاریخ باستانی ایران، میترا یا مهر در باستان شناسی ایران و ویرایش چهار جلد از کتاب تاریخ ایران کمبریج» همت گماشته و در 94 سالگی چشم از جهان فروبسته باشد شایسته تجلیل تلقی می شود یا نه؟

اگر این دانشمند و پژوهشگر، نه ایرانی که ایران دوست باشد و همه اهتمام های پیش گفته را هم به کار بسته باشد چه؟ اگر این شخص در 91 سالگی و در سفری دیگر به ایران آمده و رییس جمهور وقت ایران نیز یک خانه مجلل و تاریخی را در اصفهان به او پیش کش کرده باشد چه؟ تکلیف چیست؟ شایسته تکریم است یا نه؟

نام این ایران شناسِ نامدار آمریکایی «ریچارد نلسون فرای» است. هم او که بعد از ظهر پنج شنبه 7 فروردین 1393 خورشیدی در بوستونِ آمریکا درگذشت. هم او که وصیت کرده بود در کناره زاینده رود اصفهان و در کنار آرامگاه یک شرق شناسِ دیگر- پرفسور آرتور پوپ- به خاک سپرده شود. در این 48 ساعت البته این اتفاق نیفتاده و در 48 سال آینده نیز بعید است این اتفاق رخ دهد. وقتی هنوز پیکر دکتر علی شریعتی پس از 35 سال در دمشق است و به حیاط حسینیه ارشاد یا زادگاه خود در مزینان منتقل نشده و ایضا پیکر دکتر محمد مصدق 46 سال است که همچنان در احمد آباد است و به ابن بابویه انتقال نیافته حدس این که جنازه دکتر فرای در بوستون بماند و کل پروژه هیچ وقت عملی نشود دشوار نیست.

چرای این قضیه هم نه تنها در ملیت آمریکایی مرحوم پرفسورِ مستشرق و ایران شناس که در مدالی است که  روزنامه وزین ایرانی پس از آخرین سفر او به ایران به سینه اش آویخت و در سرمقاله 13 آذر 1391 رسما «جاسوس برجسته سیا»  لقب اش داد.

ماجرا از این قرار بود که پرفسور آمریکایی برای شرکت در همایشی به ایران آمده بود که به ابتکار رییس دفتر محمود احمدی نژاد برپاشد و صرافت ها و ظرافت ها که به کار افتاد روشن شد که جناب «فرای» سال ها قبل اصطلاح «مکتب ایرانی» یا «اسلام ایرانی» را در همان کتاب «عصر زرین فرهنگ ایران» وضع کرده بود و برخی احساس کردند ایدئولوگ « جریان انحرافی» را پیدا کرده اند و چون ایران شناس نامدار آمریکایی که به گفته خودش و گواه آثارش «همه عمر خود را وقف ایران و فرهنگ ایرانی کرده» به سبب علایق فرهنگی در دولت اصلاحات نیز مورد توجه بوده میان دو جریان سیاسی و فرهنگی کاملا متفاوت و مغایر، یک وجه اشتراک پیدا کردند که همانا احترام به پرفسور فرای بود.

دولت اصلاحات اما یک خانه تاریخی در اصفهان را به او هدیه نداده بود تا آن قدر در آن اقامت کند که وقتی چشم از جهان فروبست به طور طبیعی در کنار زاینده رود آرام گرفته و وصیت او نیز تحقق یافته باشد. مرحوم ایران شناس البته تعارف را جدی نگرفت و در آن خانه رحل اقامت موقت نیفکند و به همین که جنازه اش مجوز اقامت دایم بگیرد بسنده کرد و البته همان گونه که گفته شد بسیار بعید و در حد محال است که وزارت ارشاد در میان این همه صنم ، یاسمن تازه ای برای خود ایجاد کند و سوژه به مخالفانی بدهد که مصداق کار فرهنگی را بیشتر درتوقیف و سانسور و معطل نگاه داشتن کتاب و کوچ دادن اهل موسیقی می دانند نه توجه به متن وصیت نامه یک ایران دوست آمریکایی.

با این همه پرسش اساسی این است که این جناب ریچارد فرای ایران شناس و مستشرق و ایران دوست به خاطر آن همه علاقه به فرهنگ سرزمین ما و این همه همت در معرفی و شناساندن ایران و ایرانی شایسته تجلیل است یا واقعا «جاسوس برجسته سیا» بوده است؛ یا هر دو؟  ودر هر سه حالت چرا معطل ایم؟!

اگر ایران شناسی بزرگ بوده که دست به کارهای سترگ می زده چرا مانند ادوارد براون نام او بر یک خیابان ننشیند و دانشجویان با او آشنا نشوند؟ اگر جاسوس برجسته ای بوده چرا اسناد آن منتشر نمی شود تا احتیاط بیشتری به خرج دهیم؟ اگر هم هر دو باز چرا رودربایستی می کنند؟ رسانه ملی که سابقه اتهاماتی فراتر از این را به مفاخر فرهنگی خودمان دارد چرا پرفسور آمریکایی را از الطاف ویژه ای که بی دریغ نثار اهل سیاست و فرهنگ می سازد بی نصیب گذاشته است؟ واقعا حبف نیست سوژه ای به این جذابی  مغفول بماند؟

بد نیست معلوم شود فقط ایران شناسان آمریکایی و انگلیسی مشکوک و مظنون بوده اند یا فرانسوی ها نیز در این 800 سال که به ایران شناسی علاقه نشان داده اند می توانند در ردیف متهمان قرار گیرند؟ کسانی چون پیترو دلاواله، اوژن بورنوف، آنتوان میه، دوفوشه کور، ماسینیون(هم او که در آثار شریعتی با نامش مواجه می شویم) و مشهورتر از همه هانری کربن نیز می توانند بی آن که انگلیسی زبان باشند یا قرن ها قبل از تاسیس سازمان جاسوسی آمریکا زیسته و مرده باشند متهم به جاسوسی خوانده شوند؟! –[ تهمورث ساجدی در تاریخ ایران شناسی در فرانسه سابقه دراز این علاقه را تا قرن 13 میلادی و  زمان ایلخانان مغول دنبال کرده است].

قطعا وقتی دکتر جواد ظریف رییس دستگاه دیپلماسی در توییتر پیام تسلیت می گذارد و از ایران شناس فقید به مثابه یک دوست دیرین یاد می کند می توان دریافت که پرفسور ولو عینا مانند اصول گرایان ایرانی نمی اندیشیده اما دل باخته ایران بوده و برای جاسوسی لازم نیست یک عمر صرف کارهای سنگین فرهنگی و تاریخی شود و با اطلاعات کمتر نیز می توان به آن کار پرداخت اما محض احتیاط بد نیست تکلیف دیگران را روشن کنند.

پرفسور ریچارد فرای را چندان که می شناسیم ایران شناس و تاریخ پژوه آمریکایی بدانیم یا چنان که رسم برخی است و بر هر چهره فرهنگی انگی می نشانند جاسوس بخوانیم؟ منتها خوب است روشن شود دقیقا از درون پژوهش های خود چی را جاسوسی می کرده ؟ تاریخ بخارا را یا دوران صفویه را؟ در ضمن مثل چند فقره دیگر رییس دفتر همسر شاه مخلوع هم بوده یا نه؟

پاسخ این پرسش عجالتا فوریت بیشتری دارد تا این که جسد را به کناره زاینده رود می آورند یا نه.

  





نکاتی به بهانه سالروز تاسیس جمهوری اسلامی ایران
35 سال پس از رفراندوم تاریخی
برگزاری رفراندوم برای تعیین مشروعیت، آن هم به فرمان یک مرجع تقلید و با مشارکت مراجع سرشناس دیگر یک نقطه عطف به حساب می آمد و این کاری بود که چه بسا از هر که جز امام خمینی سر می زد نزد مرجعیت و روحانیت سنتی پذیرفتنی نمی نمود.
عصر ایران؛ مهرداد خدیر- آیا امام خمینی نمی توانست در فردای پیروزی انقلاب اسلامی ایران و در 23 بهمن 1357 تاسیس جمهوری اسلامی ایران و پایان حکومت دیرپای سلطنتی را به اعتبار اعتماد ملی که به رهبری جنبش ابراز شده بود اعلام کند تا نیاز به برگزاری همه پرسی در روزهای 10 و 11 فروردین 1358 نیفتد؟

آیا حضور مستمر 6 ماهه مردم در خیابان ها برای سقوط رژیم سلطنتی و حضور میلیونی درچهار راه پیمایی بزرگ (تاسوعا، عاشورا ، اربعین و حمایت از بازرگان) و متقابلا خروج محمد رضا شاه از کشور و سرنگونی آخرین دولت به ریاست شاپور بختیار و روی کار آمدن دولت موقت با نخست وزیری مهندس مهدی بازرگان برای اعلام و اعلان رسمیت دوران جدید سیاسی کفایت نمی کرد؟

چرا تاریخ تولد جمهوری اسلامی ایران 12 فروردین 1358 و نه 23 بهمن 1357 ذکر می شود و از دو دولت موقت و شورای انقلاب به عنوان اولین و دومین دولت های جمهوری اسلامی ایران یاد نمی کنیم ؟




پاسخ این پرسش ها را باید در این نکات جست:

1- امام خمینی در حکم نخست وزیری مهندس بازرگان یکی از وظایف دولت موقت را برگزاری رفراندوم تعیین نظام جدید سیاسی برمی شمرند.

هیچ کس البته پیش بینی نمی کرد که تنها یک هفته پس از صدور این حکم آخرین بقایای حکومت سلطنتی نیز سقوط کند. با این حال رهبر فقید انقلاب بر سر پیمان ماند و بر برگزاری رفراندوم تاکید ورزید. (گویا هنوز داریوش آشوری واژه همه پرسی را معادل رفراندوم نساخته بود تا رایج شود و همان واژه رفراندوم به کار می رفت).

در خاطرات دکتر کریم سنجابی اولین وزیر خارجه ایران پس از انقلاب آمده است که وقتی در فروردین 58 در پی اختلاف با مهندس بازرگان استعفا می کند و به سبب بیماری نیز در بیمارستان بستری می شود، آقای هاشمی رفسنجانی از جانب امام ماموریت می یابد به عیادت او برود و بخواهد کناره گیری خود را تا پس از برگزاری رفراندوم به تعویق بیندازد.

این امر نشان می دهد نزد رهبر فقید انقلاب وجاهت بین المللی نظام تازه تاسیس اهمیت بسیار داشته و از این رو ادامه همکاری وزیر خارجه که چهره شناخته شده ای برای دولت های خارجی بوده مغتنم شمرده می شود. بنا براین می توان گفت امام جز مشروعیت ملی به سبب تاسیس نظامی با برپایی انقلابی مردمی و دور از خشونت و مشروعیت مذهبی به خاطر نقش خود و روحانیت در هدایت و پیروزی آن از وجه حقوقی بین المللی غافل نبوده اند. از این رو 47 روز پس از پیروزی انقلاب رفراندوم برگزار می شود.


2- مراجعه به آرای عمومی، اعلان صریح فرم جمهوریت برای نظام جدید سیاسی به حساب می آمد. به یاد آوریم که روحانیت و مرجعیت شیعه  پیش از آن هیچ گاه به مقوله رفراندوم روی خوش نشان نداده بود. در نامه آیت الله سید محمد رضا گلپایگانی به شاه در باره رفراندوم انقلاب سفید در سال 1342 مرجع فقید تقلید به یاد محمد رضا پهلوی می آورد که او 10 سال قبل رفراندوم دکتر مصدق را به این اعتبار که جایی درقانون اساسی مشروطه ندارد نفی کرده بود.

شاه البته از یک سو مدعی بود رفراندوم را قبول ندارد و از جانب دیگر با صدور فرمان انتخابات مجلس جدید عملا نتیجه آن را پذیرفته بود. اما منظور این است که برگزاری رفراندوم برای تعیین مشروعیت، آن هم به فرمان یک مرجع تقلید و با مشارکت مراجع سرشناس دیگر یک نقطه عطف به حساب می آمد و این کاری بود که چه بسا از هر که جز امام خمینی سر می زد نزد مرجعیت و روحانیت سنتی پذیرفتنی نمی نمود.

3- در سال های پس از انقلاب بارها این زمزمه را شنیده ایم که «جمهوری اسلامی» ،غایت نبود و هدف باید برپایی «حکومت اسلامی» یا « حکومت عدل اسلامی» باشد. آقای محمد تقی مصباح یزدی حتی بارها مدعی شده که مصاحبه های امام در نوفل لو شاتوی فرانسه و تاکید بر «جمهوری» و این که «جمهوری اسلامی مثل همه جمهوری هاست و از جمله جمهوری فرانسه اما با رعایت مقررات و ضوابط اسلامی» و نیز این که اشاره ای به موضوع «ولایت فقیه» نداشته اند همه تاکتیک های سیاسی برای فریب دادن غرب و تسهیل پیروزی انقلاب بوده نه آن که از عمق باور ایشان به «جمهوری» به مثابه فرم مطلوب برقراری نظام اسلامی برخاسته باشد.

حال آن که برگزاری رفراندوم پس از استقرار کامل و به دست گرفتن قدرت و 47 روز بعد از پیروزی انقلاب و در حالی که نهاد هایی چون کمیته های انقلاب اسلامی و سپاه پاسداران نیز تشکیل شده بود به وضوح نشان می دهد اگر امام تنها می خواست از آن مرحله بگذرد می توانست برپایی رفراندوم را منتفی کند یا به تاخیر اندازد و دیگر بر «جمهوری اسلامی» تاکید نورزد. کما این که به جای «مجلس موسسان» ، «مجلس خبرگان قانون اساسی» با اعضایی به مراتب کمتر تشکیل شد و پیش نویس قانون اساسی به کلی دستخوش تغییر شد و نام مجلس شورای ملی نیز به رغم آن که قبل از بازنگری به همین صورت در قانون اساسی قید شده بود به مجلس شورای اسلامی تغییر یافت. بنا بر این هرگز رودربایستی نداشت و اگر از ابتدا در پی برپایی «حکومت عدل اسلامی» به جای «جمهوری اسلامی» بود نیز هیچ گاه رفراندوم برگزار نمی کرد و نمی گفت «من تنها یک رای دارم».



می توان حدس زد رهبر فقید انقلاب نگران برداشت ها و تفسیرهایی از جنس آنچه در این سال ها شنیده ایم، بوده و از این رو با رفراندوم به همه آنها پایان داده است. چرا که رفراندوم چندان که از شکل آن بر می آید هیچ پیشینه ای در سنت ندارد و از مظاهر تمدن جدید است. به یاد آوریم که در نطق بهشت زهرا درباره سینما گفته بود«ما یا سینما مخالف نیستیم. سینما یکی از مظاهر تمدن است.» امام مظاهر تمدن جدید را قبول داشت. منتها سینمایی که مرکز فحشا نباشد و جمهوری یی که اسلامی هم باشد.

صریح و روشن این که رفراندوم جمهوری اسلامی را می توان پاسخ صریحی به اندیشه هایی دانست که با انتخابات هم میانه ای ندارند چه رسد به همه پرسی.

[دقت در مصاحبه سخنگوی جامعه روحانیت مبارز در 17 اسفند سال 92 گویای این واقعیت است که درمقوله انتخابات ریاست جمهوری نیز فرم مطلوب را این می دانند که پیش تر بر سر یک نفر به توافق برسند و بعد قاطبه مردم به او رای دهند نه آن که رقابت جدی درگیرد و نشان می دهد روندی که از سال 72 با کاندیداتوری احمد توکلی شروع شد و در سال 76 با پیروزی سید محمد خاتمی به اوج رسید و گسیل داشتن 8 نفر در سال 80 نیز افاقه نکرد و با تمرد محمود احمدی نژاد در سال 84 و اتفاقات 88 شکل دیگری به مقوله انتخابات داد و در سال 92 اصول گرایان را به کلی غافل گیر کرد تا چه اندازه نزد آنان نامطلوب است.]

پاس داشت رفراندوم جمهوری اسلامی و روز اعلام نتیجه آن آرزوهایی چون تغییر مدل به شکل غیر انتخاباتی را تحقق ناپذیر ساخته است.

4- درباره رفراندوم جمهوری اسلامی البته نقد هایی هم وارد شده از جمله این که گزینه دیگری مطرح نبوده و رای «نه» به منزله «آری» به سلطنت تلقی می شده حال آن که گروه های چپ مارکسیستی در عین مخالفت با سلطنت در پی جمهوری از نوع دیگر بوده اند. در پاسخ می توان گفت گزینه غالب، همان جمهوری اسلامی بود و در رفراندوم نمی توان گزینه های متعدد مطرح ساخت زیرا پرسش اساسی،« آری یا نه» است. این نکته را عباس امیر انتظام سخنگوی دولت موقت نیز به رغم علاقه به عنوان «جمهوری دموکراتیک اسلامی» ابراز کرده بود. دیگر این که در صورت چند گزینه ای بودن هم کمتر کسی تردید دارد انتخاب نهایی همان جمهوری اسلامی بود.کما این که به محض اعلام تاسیس حزب جمهوری اسلامی عده کثیری که حزب را با نظام اشتباه گرفته بودند برای ثبت نام هجوم آوردند.

یادمان هم باشد که در آن زمان هیچ صحبتی از سکولاریسم نبود و ناسونالیسم باستان گرا نیز با تظاهرات شاه به کورش و جشن های 2500 ساله مبتذل شده بود و هیچ بختی نداشت و یگانه رقیب، سوسیالیسم بود و البته چنان که تاریخ جمهوری اسلامی گواهی می دهد قرائت ها از مفهومِ هنوز تجربه نشده جمهوری اسلامی یکسان نبود. برخی هم این نقد را وارد می دانند که جمهوری اسلامی بعدتر و با قانون اساسی و خصوصا اصل ولایت فقیه شناخته شد حال آن که در 10 و 11 فروردین 58 که همه پرسی برگزار شد هنوز قانون اساسی تهیه نشده بود. در پاسخ باید گفت در همان برگه های رای این عبارت درج شده بود:« تغییر رژیم سابق به جمهوری اسلامی که قانون اساسی آن از تصویب ملت خواهد گذشت» برای قانون اساسی شامل اصل ولایت فقیه و اصول و فصول دیگر مشتمل بر حقوق ملت نیز رفراندوم جداگانه ای – 8 ماه بعد- برگزار شد.

بعضی هم به فقدان نظارت بین المللی اشاره می کنند اما بحث نظارت نیز هنگامی موضوعیت می یابد که خواستاران و منتقدان و معترضانی وجود داشته باشند. وقتی همه گروه ها به جز سلطنت طلبان و مارکسیست های افراطی در همه پرسی مشارکت کردند و تقریبا هیچ  کس در نتیجه آن تشکیک نکرد این وجه نیز جای طرح ندارد. یادمان باشد که دبیرکل حزب توده و رجال رژیم پهلوی همچون نخست وزیر و رییس مجلس آن دوران نیز در رفراندوم شرکت کردند.

در این که بافت جمعیت ایران در این 35 سال تغییر کرده و اکنون بیش از نیمی از جمعیت کشور را جوانان زیر 29 سال تشکیل می دهند و در این که قرائت های کاملا متفاوتی از این مفهوم ایجاد شده و درباره بسیاری از اتفاقات دیگر تردیدی وجود ندارد اما واقعیت های تاریخی شامل همه رخداد ها می شود و تاریخ را از جلو به عقب نمی توان روایت کرد. وقتی از رفراندوم جمهوری اسلامی سخن می گوییم از اتفاقی کاملا بی سابقه در تاریخ دیرین این سرزمین صحبت می کنیم و کارنامه 35 ساله یک نظام سیاسی یا دولت های مختلف را
برنمی رسیم.

12 فروردین 1358  همان روزی است که نتیجه دو روز همه پرسی برای اعلام نظر درباره تغییر رژیم سلطنتی به نظامی تازه اعلام شد.
 
برای جمهوری اسلامی ایران تا کنون دو سرود تهیه شده است. یکی همین سرود فعلی است (سر زد از افق مهر خاوران- فروغ دیده حق باوران) سرود اول اما که به خاطر زمان بیش از یک دقیقه آن تغییر یافت چنین مطلعی داشت: «شد جمهوری اسلامی به پا- که هم دین دهد هم دنیا به ما.» همان گونه که جمهوری به مثابه مفهومی غیر سنتی در کنار اسلامیت نشست از نظام نوپا نیز انتظار دین و دنیای توامان بود. هم ایمان و هم توسعه.

بنا براین شاید جای تعجب نباشد که 35 سال پس از تولد از دو سو مورد هجوم و تهدید است (دست کم به لحاظ مفهومی). گروهی که جمهوریت را برنمی تابند و آنان که با اسلامیت مشکل دارند. حال آن که جمهوری اسلامی دیگر نه دو کلمه مجزا که اگر قابل متصل نوشتن بود یک کلمه واحد است.






انجمن فلسفه - نوشته های این انجمن ، اتوماتیک و بدون دخالت انسان در کنار هم چیده می شوند